حسابدار حرفه ای

تبادل نظر دانشجویان ارشد دانشگاه امام رضا(علیه السلام)

حسابدار حرفه ای

تبادل نظر دانشجویان ارشد دانشگاه امام رضا(علیه السلام)

یاس

ﺑﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺟﻮﻭﻧﺎﯾـﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﯾﻮﺯ ﭘﻠﻨـﮓ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺜﻞ ﺷﯿــﺮ ، 
ﻧﻪ ۹۰ﺩﻗﯿـﻘﻪ ﺑﻠﮑﻪ ۸ ﺳﺎﻝ ، 
ﻧﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺗـﻮﭖ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﻠﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺗﻮﭖِ ﺗﺎﻧـﮏ 
ﻧﻪ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﯾـﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻞ ۲۷ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﺮﺩﻧـﺪ ﻭ ﯾﻪ 
ﻣﯿﻠﯿﻤﺘـﺮ 
ﺍﺯ ﺧﺎﮐﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺑـﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﯾـﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧـﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ 
ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑـﺎﺷﻪ 
ﻭ ﭘﺮﭼـﻤﺶ ﺑﺎﻻ. 
ﺑﺎ ﯾـﻪ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﯾﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿـﻢ ﺍﺯ ﻫﻤﺸﻮﻥ . ..

وحیدی(حکمت روز دوم)

امام علی (علیه اسلام) فرمودند:

ای فرزند آدم خودت وصىّ مال خویش باش، امروز به گونه‏اى عمل کن که دوست دارى پس از مرگت عمل کنند.

حکمت 254 نهج البلاغه

یزدانی(حکمت روز اول)

امام علی(ع) می فرماید:

فرض الله... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق.

 خداوند روزه را واجب کرد تا بوسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.
(نهج البلاغه، حکمت 252)

حلول ماه مبارک رمضان رو بر تمامی میهمانان تبریک عرض می کنم.


امام صادق-علیه السلام:

خواب روزه دار عبادت،خاموشی او تسبیح،عمل وی پذیرفته شده و دعای او مستجاب است."

 



یزدانی

اندکی فکر...
کلاه‌فروشی روزی از جنگلی می‌گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. بنابراین کلاه‌ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه‌ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد، تعدادی میمون را دید که کلاه‌ها را برداشته‌اند.
فکر کرد که چگونه کلاه‌ها را پس بگیرد. در حال فکرکردن سرش را خاراند و دید که میمون‌ها هم این کار را کردند. او کلاهش را از سرش برداشت و دید که میمون‌ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. پس این کار را کرد. میمون‌ها هم کلاه‌ها را به‌طرف زمین پرت کردند. او همه‌ی کلاه‌ها را جمع کرد و روانه‌ی شهر شد. سال‌ها بعد نوه‌ی او هم کلاه‌فروش شد. پدربزرگ این داستان را برای نوه‌اش تعریف کرد و تأکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان ماجرا برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون‌ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون‌ها هم این کار را کردند. در نهایت کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون‌ها این کار را نکردند.
یکی از میمون‌ها از درخت پایین آمد و کلاه را از سرش برداشت و پس‌گردنی محکمی به او زد و گفت: «فکر می‌کنی فقط تو پدربزرگ داری!»
نکته: برای این‌که در صدر رقابت قرار گیریم، باید در جست‌وجوی شیوه‌هایی بهتر و متفاوت‌تر باشیم. کاری که امروز از انجام آن نتیجه می‌گیریم، شاید فردا نتیجه ندهد.

حامدی

سلام برگه های درس موارد خاص توسط اقای صالحی در حضور دکتر رجوعی مرادی تصحیح شده و نمرات هیچگونه تغییری نکرده .

تعطیلات به همگی خوش بگذره موفق باشین

حامدی

سلام وقت بخیر. چهارشنبه 93/3/28یک نامه برای پیگیری نمرات درس موارد خاص به دکتر رجوعی معاون آموزشی دانشگاه دادیم و با ایشون صحبت کردیم .
قرار شد شنبه در کمیسیون آموزش مطرح کنند و اگر خدا بخواد  و تصویب بشه ،دکتر صالحی برگه ها در حضور مدیر گروه تصحیح کنند. شنبه ظهر مشخص میشه که تصویب شده یاخیر.
باتشکر

جوادی

سلام. روزتون به خیر. تا جایی که تونستم از طریق پیامک سعی کردم اصلاحیه رو به بچه ها بدم.

فصل4:
اصلاحیه: 2ب 5ب 6الف 13ج
توضیح اضافی دررابطه با سوال8  که در واقع  2تا سوال8 وجود داره: 8اولی ج    8دومی ب.

نکته

سلام.اطلاعی که به من رسیده مبنی بر این است که تا روز 25 اگر فایل جدیدی برای آقای جوادی میل نکنید فایل قدیمی رو برای استاد می فرستند.


برخی از دوستان فایل آقای رفیع زاده رو خواسته بودند که با رمز قبلی قابل دانلود است


دانلود فایل آقای رفیع زاده

جوادی

باسلام. جوابهای فصل 4 پایگاه داده به شرح زیر می باشد:

1)ب   2)الف  3)ب  4)ب  5)د   6)ج   7)ج  8)ج   9)ب  10)د

11)الف 12)د  13)د  14)ب  15)الف  16)ب   17)  18)ب 19)ج  20)الف

لطف بی جواب

از ارائه دهنده فصل چهارم سیستمهای اطلاعاتی  و ارائه دهنده فصل ششم سیستمهای اطلاعاتی بابت ارسال نکردن جواب تستهای فصل خودشون ممنون و بابت این همه پیگیری متشکریم...


اطلاعیه اصلاحی آقای بخشی فصل اول:

سئوال9 گزینه ب....صفحه 20 اول صفحه

سئوال 7 گزینه ج ...صفحه 12 پاراگراف دوم

سئوال19 گزینه د....صفحه 7 پاراگراف دوم خط چهارم


اطلاعیه اصلاحی آقای سجادی فصل دهم:

سئوال13گزینه ب

یاس

بنام خدا... 
ظهر شیطان را دیدم بر بساط صبحانه و آرام لقمه بر می داشت. 
گفتم: ظهر شده! بنی آدم نصفِ روزِ خود را بی تو گذرانده اند. 
گفت: خود را بازنشسته کرده ام، پیش از موعد! 
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگِ بندگی خدا به سینه می زنی؟؟؟... 
گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه ی پنهانی انجام می دادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام می دهند. اینان را به شیطان چه نیاز!!!...

یاس

بچه ها دیکته دارید ، قبولی سخت است                  هر کسی درس نخواند به خدا بد بخت است 
حرف ها مثل هم اند از همه جا می آیند                  گاه چسبیده به هم گاه جدا می آیند 
جمله ها اکثرشان سخت و دو پهلو هستند              جمله ها مثل دوتا دوست به هم وا بستند 
بچه ها روز مهمی است ! بخوانید که من ...              سر قولی که ندادید بمانید که من ـ 
دوست دارم جلوی چشم کسی بد نشوید                از خیابان ِ خدا با عجله رد نشوید ! 
روز ها از پَس ِ هم رد شد و موعود رسید                  روز مقبولی و تجدیدی و مردود رسید 
دست ِ من بید شد از ترس ِ ... معلم : سر خط          بچه ها حرف نباشد ، بنویسید فقط ! 
ننویسید خدا بعد بخوانید هوس                              ننویسید قناری و بخوانید قفس 
بنویسید که طوفان و تلاطم شده است                    هی بچرخید! خدا پشت ِ خدا گم شده است ! 
بنویسید زمین سخت غریب است ، غریب                  وقت ِ افتادن از این تخت ، قریب است ، قریب ! 
بچه ها گوش کنید این دو سه خط سنگین است         بنویسید شعف دخترکی غمگین است 
روزگاری است تزلزل به تنش زل زده است                 چشم های هوس از دور به او پل زده است 
بنویسید شعف دخترکی کم پیداست                       این همه گم شده اما همه جا غم پیداست! 
گرچه بابا غم نان می خورد و ما نان را                      آخرین خط بنویسید بزرگ است خدا 

... 
بچه ها خسته نباشید ورق ها بالا !

مطلب آخر

سلام.جواب تستها و مسئله های تئوری محدودیت را برای شما بزرگواران گذاشتم...دانلود جواب تئوری محدودیت1

دانلود جواب تئوری محدودیت 2